احمدرضا منصوری – آران و بیدگل: دم غروب جلوی هتل، احرام‌بسته سوار ماشین بی‌سقف شدیم و به سمت عرفات حرکت کردیم‌. ساختمان‌ها به‌سرعت از کنار خودرو دور می‌شدند. چشم‌ها به آسمان دوخته شده‌بود و زبان‌ها ذکر می‌گفتند. ماه در آسمان لاجوردی به پیشوازمان آمده‌بود؛ دیدنش را به فال نیک گرفتم.
فاصله مکه تا عرفات حدود ۲۲ کیلومتر است. از آنجا که زائران باید قبل از ظهر نهم ذی‌الحجه در آنجا باشند، غروب هشتم حرکت کردیم تا در صورت ترافیک یا مشکلات احتمالی، مانعی برای حضور نباشد یا اگر پیش آمد، تدبیری کنیم.
 بسیاری از زائران کشورهای مختلف، گروه‌گروه یا تک‌تک پیاده از شانه جاده می‌رفتند. شب رسیدیم به صحرای عرفات. همه‌جا تاریک بود. مردان و زنان احرام‌بسته چونان فانوسی در شب می‌درخشیدند. شبی روشن بود و آرامشی طوفانی بر صحرا حاکم. بعضی در رفت‌وآمد بودند و برخی نشسته و به نقطه‌ای خیره. می‌شد نگاهشان را خواند. می‌شد فکرشان را نوشت. می‌شد صدای بال فرشتگان را شنید. در عین قرار، بی‌قرار بودند و ورای آرامش، شوری در سینه داشتند. به قول سعدی شیرازی، انگار همه همنوا بودند که:
گر بگویم که مرا حال پریشانی نیست
رنگ رخسار خبر می‌دهد از سر ضمیر
آسمان شب عرفات، انعکاس زمین عرفات است. هر ستاره در آسمان، تصویر زائری است که سر بر سجده  نهاده. در عرفات هیچ عمل و ذکری واجب نشده؛ شرط فقط بودن است و ماندن از ظهر تا غروب. شاید برای آن که در آن خلوت به جلوتی برسند و از گذر تفکر به مقصد معرفت نائل شوند.
صبح که شد، خیمه‌های سپید در سراسر دشت دریایی ساختند پر از امواج‌ زائران. 
نام‌های عرفات و عرفه از ریشه «عَرَفَ» گرفته شده‌اند و چنان که در کتاب «مفردات راغب» آمده این ریشه بیانگر شناخت اشیا همراه با تفکّر و تدبّر در آثار آن است. می‌گویند دلیل این که این صحرا را «عرفات» نامیدند یکی این است که آدم و حوا پس از سیصد سال اینجا همدیگر را پیدا کردند و دیگر این که جبرئیل امین مراسم حج را به حضرت آدم (ع) یا ابراهیم خلیل (ع) در اینجا آموخت و سه‌دیگر آن که مردم در اینجا به گناهان خود اعتراف می‌کنند .
باری در این صحرا، ایرانیان و برخی ملل، خیمه‌هایشان را از قبل برپا کرده‌بودند اما زائران فقیر، خودشان با پارچه و ریسمان سایبانی ساخته و با همسر و فرزندان خردسال در سایه آن پناه گرفته بودند و برخی که سایبانی هم نداشتند به سایه خیمه‌های برافراشته می‌خزیدند تا از آفتاب و گرما در امان بمانند.
 آنچه بسیار به چشم می‌آمد این بود که کاروان‌های ایرانی جزو برخوردارترین زائران هستند.
 آنها بخشی از میوه و خوراک سهمیه خود را به زائران فقیر می‌بخشیدند و در مقابل، همراه با شادمانی زائران سیه چرده، لبخند خدا را می‌دیدند.
این صحرا جز ایام حج، در طول سال خالی از سکنه است، به‌همین دلیل دولت عربستان آب و غذای بسته‌بندی شده را در روز عرفه توزیع می‌کند تا زائری گرسنه و تشنه نماند.
 ماشین‌های آب معدنی و غذا که رسید، زائران بدون کاروان مانند مورچه دورش گرد آمدند، سهمی گرفتند و رفتند. کاروانی‌ها نیازی نداشتند اما برخی گرفتند تا به دیگران بدهند و معدودی هم انباشت کردند! اما 
ای تهی دست رفته در بازار
ترسمت پر نیاوری دستار
عصر دعای عرفه را خواندیم؛ همنوا با نوای سوزناک مداحی ایرانی، هم احساس با امام حسین (ع) که آن را با چشمانی اشکبار می‌خواند، سرشار از  حمد خدا، شکر نعمات، تضرع و  استغفار. 
در شمال شرقی منطقه عرفات، کوه «جبل الرحمه» از دامنه تا بالای آن پر شده بود از سپیدی و پاکی تنپوش زائران؛ همچون عروسی بالا بلند که طراز پیراهن سپیدش تمام صحرا را بپوشاند. 
وقت غروب، زمان وداع با عرفات فرارسید. خیمه‌ها یکی یکی جمع می‌شدند. همزمان همان افرادی که وقت ارزشمند را به انباشت آب و خوراک گذرانده‌بودند، پی زائران می‌دویدند تا غذایی به آنها بدهند، اما کسی نمی‌پذیرفت. ناچار نعمت خدا را برای صحرا وانهادند. زائران راهی پرازدحام و نسبتا دور تا مشعر در پیش داشتند و  باید سبک‌بار می‌رفتند. این صحنه ساده اما عمیق باب معرفتی دیگر بر من گشود که باید «گذاشت و گذشت.» 
بانگ اذان غروب که از بلندگوها برخاست، از جبل الرحمه خداحافظی کردم، از آدم و حوا، از ابراهیم(ع)، از حسین (ع) که دعایش را خواندم و از سرزمین عرفات که هر ذره خاکش، سال‌ها خاطره در قلب آدم می‌کارد. 
دیری نپایید که میلیون‌ها زائر چونان سیلی که پس از شکستن سدی جاری می‌شود؛ راهی شدند. 
بانگ بلند «الله اکبر» و «لااله الا الله» فضا را پر کرد.  این ازدحام را هیچ‌جا ندیده‌ بودم‌. چه قدرتی این همه جمعیت را از گوشه گوشه جهان در آنجا گرد آورده‌بود. همگی به مشعرالحرام می‌رفتند تا منزلی دیگر بپیمایند و به قرب الهی  نزدیک‌تر شوند .
از آن لحظات و آن حال و احوال بیش از این نتوانم گفت؛ به قول مولوی بلخی:
هرچه گویم عشق را شرح و بیان 
چون به خویش آیم خجل مانم از آن

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی